‏نمایش پست‌ها با برچسب گوبریاس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب گوبریاس. نمایش همه پست‌ها

آیا او آزاد کننده ملتهاست؟



اینک ارتش ایران در بابل بودند شهر افسانه ای دنیای باستان سربازان ایران پس از فتح اکباتان کوهستانی٬رخنه در هزار توی راز الود کاخهای سارد ٬فتح شهرهای اسرار امیز شرقی اینک انان در بابل بودند شهری با یکصدهزار نفر جمعیت ٬هزار معبد با شکوه٬کاخهایی زیبا و شکوهمند و برجی غول اسا که ریشه در تاریخ اسطوره ها داشت و باغهای معلق٬ اری ارتش ایران شهر افسانه ها را تسخیر کرده بود تمام شکوه و عظمت نمرود و نبو کد نصر اکنون در زیر پای کوروش بود.
کوروش حکومت بابل را به سپهبد گوبریاس سپرد ٬او با هوش سرشارش میدانست که قبل از هر چیز باید باقدامی مذهبی بپردازد تا میان روحانیون و مردم اشتی برقرار شود کوروش میخواست ثابت کند که با حضور او دیگر هیچ خطری بابل را تهدید نمیکند .کوروش به مردوک احترام میگذارد و کمبوجیه را وادار ساخت تا در مراسم مذهبی انان شرگت کند دلیل این ان نبود که کوروش مردوک را میپرستید بلکه برای انکه او را بعنوان ناجی بشناسند باید اینکار را میکرد کوروش اهورامزدا خداوند یگانه را میپرستید که نه بمعابد ونه به بتها نیازی داشت.
برای یهودیان موضوع به نحو دیگری مطرح بود.حتی پیش از سقوط اورشلیم ونابودی معبد پیامبرانشان به انها توصیه کرده بودند که یوغ بابل را بپذیرند.ارمیای نبی پس از تبعید یهودیان در نامه ای خطا ب به انان اشکارا از ضرورت انقیاد و تمکین سخن می گفت وحتی به انان توصیه کرده بود که به سود بابل دست به دعا بردارند٬برخی از آنان حتی پا را فراتر نهاده و این امر را پیروزی خدایان بابلی بر خدای اسراییل میدانستند عده ای نیز که اکثریت را تشکیل میدادند این امر را ضمینه ای برای ظهور یک ناجی میدانستند که عظمت اسراییل را باز خواهد گردانید و معبد سلیمان را بازسازی خواهد کرد یک مسیح .در حالی که اکثر یهودیان در آرزوی بازگشت به تپه های صهیون بودند عده ای از انان همچون دیگر اسلافشان رو به بت پرستی اورده بودند و مردوک را میپرستیدند برای اینان همرنگ فاتحان شدن بیشترین اهمیت را داشت چون میتوانستند آزادانه سوداگری کنند. حزقیال نبی دانست که این قوم دو راه دارند یا باید یهوه را بپرستند و اورشلیم را از یاد ببرند ٬ یا در بابل مردوک را بپرستند ولی اورشلیم را بیاد داشته باشند٬حزقیال راه دوم را ترجیح داد .
آیا یهودیان بیاد می اوردند که دوهزار سال پیش ابراهیم بتهایی را که عمویش در همین مکان ساخته بود نابود کرد؟ ویا موسی از صحرا گذشت تا پرستش بتان را نابود سازد؟ اینان در بابل معبدی نداشتند و از سویی دیگر باید مذهب خویش را حفظ میکردند اینگونه بود که کنیسه را ساختند و دعا خواندند یهودیان در بابل تکثر پیدا کردند اینان در امتداد ابراهه کنار فرات مستقر شده بودند و تعدادی روستا را درست کرده بودند به کشت و زرع میپرداختند ٬کم و بیش زندگی مرفهی داشتند عده کمی از آنها بناچار بردگی میکردند. با اینحال اینان منزلت اجتماعی نداشتند و حق شرکت در مجالس و میهمانی ها را نداشتند.
پیروزی کوروش اینان را در حالتی از انتظار قرار داده بود فرزندان اسراییل اینک با خود می اندیشیدند که چه خواهد شد؟ یهودیان با انتظاری همراه با امید به وقایع می نگریستند .آوازه گذشت کوروش اینان را امیدوار ساخته بود .آیا کوروش ناجی انان بود.

و بابل درهای خود را بر او گشود



کوروش شاهد نابودی ثروتمند ترین و مولدترین امپراطوری منطقه بود نا بسامانی و فساد تمام ارکان بابل را در بر گرفته بود کارهای شاه خرافاتی نیز بر آتش مخالفت مردم از کشاورزان گرفته تا درباریان افزوده بود از سویی شاه سین را میپرستید و برای ان معبد ساخته بود و این باعث رنجش روحانیان و مردم عادی نیز شده بود .
ارتش ایران اماده عبور از رود دجله میشد درست مانند ارتشی که بر لیدی پیروز شده بود٬ ارتش ایران را تعداد زیادی از نیروهای متحدان تشکیل داده بود کوروش در حین لشگر کشی به رودخانه دیاله رسید با کانال کشی زمینهای پیرامون انرا بارور ساخت٬در واقع کوروش عجله ای برای یورش نهایی نداشت و میخواست قبل از بدست اوردن بابل به نوسازی منطقه بپردازد .
فرماندهی ارتش ایران بر عهده سپهبد گوبریاس بود این حاکم سابق شوش که بابلی بود ٬نقش بسیار مهمی داشت از زمان پیوستن به کوروش اموخته بود که محاسن و فضایل ایرانیان را بشناسد گزنفون شرح میدهد که گوبریاس در اولین شامی که در اردوی ارتش ایران صرف کرده بود تحت تاثیر قناعت و سادگی غذاها قرار گرفته بود٬او به روش غذا خوردن ایرانیان توجه کرد زیرا اینان آموخته بودند تا در برابر خوراک و نوشیدنی اختیار را از کف ندهند و نگاهی ازمندانه و رفتاری حریصانه از خود نشان ندهند بنظر ایرانیان هیجان ایجاد شده با دیدن غذا و اشامیدنی خاص خوکها و جانوران وحشی است .گوبریاس همجنین مشاعده کرد که اینان سر میز غذا پرسشهایی را مطرح میکنند که جای ان سر میز غذا است و شوخی هایی بجا با هم میکنند و هرگز یکدیگر را مسخره نمیکنند و از تند خویی نسبت بهم دوری میکنند.
قرار دادن گوبریاس بسمت فرماندهی ارتش از سوی کوروش چندان عجیب نبود مگر کوروش پیشتر فرماندهی را به هارپاگ واگذار نکرده بود ؟ و یا در نبرد لیدی این اوریبات نبود که بوی کمک کرد؟ پس فرماندهی سپهبد گوبریاس چندان عجیب نبود در گیری نخست در کرانه رود دجله در اوپیس روی داد ارتش ایران در این نبرد دلاورانه جنگید و با وجودی که برخی از بابلیان به اردوی ایرانیان پیوستن تعداد زیادی از سپاه بابل را کشتند پس از ان ارتش ایران سیپار را تسخیر کردند هیچ جایی را ویران نساختند وبه هیچ کس از اهالی شهر تعدی نشد مردم شهر دانستند که بیهوده به گذست کوروش امید نبسته بودند و او براستی بزرگوار است. دو روز پس از ان ارتش ایران به بابل رسید و کوروش دسنور محاصره شهر را داد سپهبد گوبریاس توضیح داد که علاوه بر باروهای مستحکم شهر توسط برج نامی بابل و رود فرات حفاظت میشود و عمق رود بگونه ایست که اگر دو نفر روی شانه های هم بایستند قادر بعبور از ان نخواهند بود٬شورای نظامی تصمیم گرفتند تا جریان رود را منحرف کنند تاز راه ان شهر را تسخیر کنند چون امکان رخنه در دیوارهای بابل غیر ممکن بود گوبریاس این کار رابعهده گرفت و سربازان مشغول بکار شدند برای انکه بابلیان متوجه نشوند طوری کار میکردند که گویی در حال ساختن برجی هستند٬بلشصر پسر نبونید که فرماندهی بابلیان را برعهده داشت مقدار زیادی اذوقه انبار کرده بود اما نبونید که فکر میکرد که مقاومت بیفایده است از شهر گریخت و رو بسوی حران نهاد٬کوروش چون این موضوع را دانست با گروه کوچکی بتعقیب آنان پرداخت .نبونید چون دانست که راهزنان بدوی در سر راهش هستند بازگشت و خود را تسلیم کوروش ساخت.
بلشصر با وجود ترس از شکست برای تسکین نگرانی خود و اطرافیان دستور یک ضیافت را داد در مستی مهمانی دستور داد تا ظروفی را که جدش نبوکدنصر فاتح اورشلیم از انجا اورده بود بیاورند تا در انها شراب بنوشند اینکاررا انجام دادند در ان هنگام حروفی نورانی بر دیوار ظاهر شد درباریان و جادوگران از خواندن ان باز ماندند وبنا بر توصیه ملکه مادر بلشصر برای تعبیر ان دانیال نبی را اوردند. دانیال پس از انکه دلیرانه به گناه استفاده از ظروف اشاره کرد حروف را تفسیر کرد: (( منا منا:خدا سلطنت تو را شمرده و به انتها برده٬ثقیل:خدا توراسنجیده و ناقص درامده ای٬فرس:سلطنت تو تقسیم شده و به پارسها و مادها بخشیده شده))
همان شب ارتش ایران از میان رود که در اثر کانال سطح اب ان پایین امده بود گذشتند و وارد ارگ شاهی شدند نگهبانان را کشتند و در سرسرای کاخ با بلشصر هراسان روبرو شدند و او را کشتند .اینک کوروش فاتح بابل شهر کانون عالم بود.